الشيخ رسول جعفريان
563
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
آنان ، شرحى از مصيبتهاى خود را آورده و از آنجا كه مؤلف رساله را مطهر بن محمد مقدادى معرفى كرده ، حكايت آن سيّد - يعنى خود را - چنان مىآورد كه گويى شخص ثالث است : « مؤيد اين حال و مصداق اين مقال آن كه سيد بيچاره از شرارت و بدنفسى اين جماعت ساعتى نياسود و از كينهورزىهاى ايشان لمحهاى فارغ نبود ، از خواص و عوام اين قوم لئام كه به آن دردمند ، نيشها نزند و گزندها به دل ريشها نرساند » آنگاه حكايت مطرح شدن ابو مسلم و بحثها و رديهها را آورده ، اشاره به مطالبى مىكند كه مؤلف خلاصة الفوايد و ايقاظ العوام در آن باره آوردهاند . وى به شخصى اشاره مىكند كه به خاطر سخن عطار در دفاع از ابو مسلم در مظهر العجائب « همّت بر تعصب ابو مسلم گماشت » و شروع به دفاع از او كرده ، بر ضد ميرلوحى تلاش مىنمود . ميرلوحى با اشاره به مطرود بودن عطار نزد علماى شيعه ، به فعاليت شديدى كه بر ضد او بوده ، اشاره كرده ، مىنويسد : « چه گويم كه اين فريبندگان و فاسقان و هواداران و مريدان احمق ايشان با او چه دشمنىها ورزيدند و در هر كجا كه بودند ، به چه تقريب حرف او به ميان آوردند و چه مزخرفات به قالب مىزدند . » و بازهم با مذمّت بيشتر مىنويسد : « و با آن كه از بس افتراء مىزدند و هر روز يكى از پيروان خود را از زبان او به ملعونيت شهرت مىدادند ، از اواخر سال 1051 تا به اين زمان كه اواسط سال 1060 است ، مومى اليه از براى فارغ بودن از دردسر و بسته شدن دهان آن مفتريان از خدا بىخبر ، شيطان را اگر نام برد ، لفظ لعين با اسم او قرين نمىسازد و بعد از آشاميدن آب ، يزيد بن معاويه و آل زياد بن ابيه را لعنت ، نمىكند و نوعى نمىنمايد كه عبارت لعنت كسى از او بشنود » . « 1 » اين اشاره به مشى صوفيان است كه به مانند غزّالى حتى از لعن يزيد خوددارى مىكردند . ميرلوحى پس از توصيه به مخاطب خود و اين كه از « سالوسىهاى ايشان گول نخورد و قول ايشان را كه فاسقانند اعتبار نكند و مقلّد و هوادار گمراه ايشان نشود » ، به نقل يك استفتاء دربارهء غنا و خوانندگى ميان صوفيان پرداخته و فتاوى جمعى از علما را در پاسخ آن آورده است . متن استفتاء چنين است : علماى طايفهء محقه و فضلاى فرقهء ناجيه اثناعشريه . . . بيان فرماييد كه به غنا و سرود اشتغال نمودن و مطربانه و مغنيانه اصول گرفتن و دست زدن و رقص كردن و به چرخ در آمدن و در امور مذكوره مصرّ بودن ، فسق است يا طاعت ، و معصيت است يا عبادت . بيّنوا تؤجروا و صلّى الله على محمد و آله المعصومين . » پاسخى كه داده شده ، از چهرههاى بنام است بدين شرح :
--> ( 1 ) . ميرلوحى ، سلوة الشيعة ، ص 355